تبليغاتX
We Are Just A Moment In Time
من می نویسم، شما بخونید ... شما بنویسید، من بخونم
 پژوهشی درباره ی سرود ملی ایران II

 

در این پست بیشتر به بحث تحلیلی پیرامون سرود آخر جمهوری اسلامی ایران، یعنی سرود "سر زد از افق ... " می پردازیم.

 

آنچه که مسلم است، سرود اخیر جمهوری اسلامی ارتباط درونی و مناسبی با اقشار جامعه و توده های مختلف برقرار نکرده است. یک جستار ساده پیرامون "سرود ملی جمهوری اسلامی ایران" در اینترنت، نشان می دهد که حتی مسئولین دولتی و وزارت کشور هم به عنوان متولی این امر، کار کارشناسی و دقیقی را همت نکرده اند.

 

برای تایید صحت این گفته ها، همین حالا و قبل از خواندن ادامه ی متن، یک جست و جو مانند "سرود ملی" در یکی از سایتهای جستجوگر انجام دهید تا متوجه شوید که تعداد مطالب ارائه شده در این زمینه به زبان فارسی، حتی کمتر از مطالب ارائه شده پیرامون "سرود ملی جدید کشور افغانستان" است!!!.

 

در مطلب قبلی به عنوان مقدمه و در این ارائه و ارائه ی بعدی، سعی بر آن داریم تا در حد بضاعت یک پژوهشگر مستقل و فردی، اولین گامهای پژوهشی در این زمینه را برداریم و کوشش مو شکافانه تر را به اهل فن و متولیان این امر می سپاریم.

 

در یک مرحله از پژوهش، این دو سوال در میان سه دسته از افراد (اعضای در دسترس چت روم سایت yahoo.com و اعضای در دسترس سایت ایرانی cloob.com و دانشجویان دانشگاه ولیعصر (ع) کیانشهر توسط همکارم خوبم خانم حجازی فر) مطرح شد:

1- آیا شما می دانید سرود ملی جمهوری اسلامی ایران (سر زد از افق ...) در چه سالی جایگزین سرود ملی قبلی شد؟

2- آیا شاعر شعر سرود ملی جمهوری اسلامی ایران (سر زد از افق ...) را می شناسید؟

افراد حاضر به همکاری در این پرسش و پاسخ را به صورت زیر می توان دسته بندی کرد:

 

مجموع تعداد افراد شرکت کننده: 85 نفر

 

تقسیم بندی از نظر جنسیت:

58 نفر خانم (68% از کل)

27 نفر آقا (32% از کل)

 

تقسیم بندی از نظر محل سکونت:

60 نفر از تهران (71% از کل)

25 نفر از شهرستان (29 % از کل)

 

تقسیم بندی از نظر سن:

29 نفر بین 15 تا 19 سال (34% از کل)

28 نفر بین 20 تا 24 سال (33% از کل)

10 نفر بین 25 تا 29 سال (12% از کل)

15 نفر بین 30 تا 34 سال (18% از کل)

3 نفر بین 35 تا 39 سال (3% از کل)

 

اما از میان پاسخ هایی که به سوال اول داده شد، هیچ پاسخ صحیحی (مطلقن 0%!!!) وجود نداشت و تنها 7 نفر (12% از کل) می توانستند حدود آنرا در دهه ی 70 حدس بزنند!!!

 

اما برای سوال دوم هیچ پاسخ صحیحی (مطلقن 0%!!!) و حتی هیچ پاسخ حدسی و گمانی نیز پیدا نشد!!!

 

این کار تا زمانی ادامه پیدا کرد که برای اینجانب مسجل شد، برای سوال اول در سه دسته ی سنی اول جوابی وجود نخواهد داشت و برای دو دسته ی سنی آخر هم، تنها حافظه ی افراد محدوده ی آن را به یاد خواهد آورد؛ آن هم نه به عنوان یک مساله ی مهم تاریخی _ میهنی، بلکه چیزی در محدوده ی سال تاسیس یکی از کارخانه های داخلی ...

 

بحث و تفکر در مورد "سرود ملی" هر کشور، به عنوان نماد موسیقایی ملی _ میهنی هر کشور و قومیت، خود به پژوهشی چند لایه تر و فنی تر در این مقوله نیاز دارد. اما توجه به این نکته بد نیست که در میان نمادهای سه گانه ی ملی هر کشور، یعنی پرچم و نماد خاص و سرود ملی، سرود ملی در میان ایرانی ها از اعتبار و اهمیت کمتری برخوردار است. با اندکی تامل، بین کشورهای ایران و فرانسه و امریکا، بحث را ادامه می دهیم. همه ی ما یا شاید هر کودک ایرانی، به برکت بازی های جام جهانی و برنامه های بی برنامه ی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، با پرچم کشورهای مختلف از جمله فرانسه و امریکا کاملن آشنایی دارند. از آن سو همگی با نمادهای خاص این دو کشور آشنایی داریم؛ برج ایفل در فرهنگی ترین پایتخت دنیا و مجسمه ی آزادی که در میان این نمادها، نمادی است که بیشترین موضوع کاریکاتور از آن گرفته شده است. اما کدامیک از یک از ما، اطلاعات حتی بسیار ناچیزی از سرود ملی این دو کشور داریم؟

نام سرود ملی کشور فرانسه سرود مارسییز (La Marseillaise) است. این نام از نام شهر مارسی در فرانسه گرفته شده است. نام این سرود را در فارسی «مارسیز» و «مارسه یز» نیز نوشته‌اند. روژه دو لیل (Rouget de Lisle) افسر ارتش فرانسه و یکی از انقلابیون آن کشور در سدهٔ ۱۹ سرود تاریخی و مهیج مارسییز را سروده که پس از آن سرود رسمی انقلاب فرانسه و سپس سرود ملی کشور فرانسه شد.

این سرود، سرودی بسیار خشن با تصویرهای سیاه و عجیب است که تنها جوابگوی احساسات انقلابی است و در حال حاضر، پس از اعلام نظریه ی برخورد تمدنهای هانتینگتون، بازمعنایی مجدد یافته است.

در اولین بند این سرود، شاهد چنین صحنه هایی هستیم:

 

فرزندان میهن بپاخیزید،

روز شکوه و سرفرازی رسیده است.

ستم، چشم در چشم ما،

بیرق خونین‌اش را افراشته.

به آوایی که از دشت‌ها می‌آید گوش سپار،

نعرهٔ این سربازان هراس آور را می‌شنوی؟

می‌آیند که به میان شما بتازند،

تا گلوی پسران، همسرانتان و دوستانتان را بِبُرند.

 

 

متن فرانسوی و ترجمه ی فارسی آن را از اینجا بخوانید.

 

اما آمریکایی ها سالیان سال است که ترانه "پرچم  پر ستاره" را به عنوان سرود ملی خود زمزمه می کنند.
شعر سرود ملی آمريکا توسط  وکيلی به نام فرانسيس اسکات کی در هنگام محاصره شهر بالتيمور در جنگ ۱۸۱۲ با بريتانيا سروده شد.
گفته می شود فرانسيس اسکات کی که اسير جنگندگان نيروی دريايی بريتانيا بود، هنگامی که در سحرگاه ۱۴سپتامبر ۱۸۱۴ پرچم آمريکا را همچنان برفراز پايگاه محاصره شده فورت مک هنری ديد، از فرط خوشحالی شعر تاريخی "پرچم پرستاره" را سرود.
این ترانه 75 سال پیش با تصویب کنگره آمریکا به عنوان سرود ملی این کشور شناخته شد.

"پرچم پرستاره" پیش از این که به سرود ملی آمریکا تبدیل شود، سرود نیروی دریایی آمریکا بود.

 

در میان نماد گرافیکی پرچم و نماد سازه ای _ تاریخی خاص یک کشور و نماد موسیقایی هر ملت یعنی "سرود ملی"، مورد اخیر گزینه ای است که به دلایلی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از مهمترین دلایل این قضیه، یکی کم اهمیت بودن جایگاه خود موسیقی در ایران است. صد البته عدم ارتباط ما با نوع خاص موسیقی تصویری مغرب زمین (دربرابر موسیقی روایی خودمان) نیز مزید بر علت شده است. به این دلایل می توان عدم تقابل مناسب سیاسی میان کشور ما و دیگر کشورها و دولتی بودن صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را اضافه کرد. ریزبینی های موسیقایی در این باره را به ارائه ی بعدی در همین زمینه موکول می کنیم.

 

اما چه کسی واقعن نام شاعر سرود ملی جمهوری اسلامی ایران را می داند؟

واقعن این شعر توسط یک فرد و یا به صورت سفارشی به صورت گروهی خلق شده است؟

علاوه بر ناکامی جست و جو در این زمینه، خود متن شعر حقیقت درونی آنرا بیان می کند و دوپارگی آن در کلام و معنا و پلی فونی تیز و ناشیانه ی آن، نشان از یکدست نبودن اثر و عدم تفکر و بیان واحد در پس آن دارد.

در بند ابتدایی این شعر می خوانیم:

 

سر زد از افق

مهر خاوران

فروغ دیده ی حق باوران

 

افق در حقیقت مرز بین زمین و آسمان در دوردست ترین نقاط مغلوب حس بینایی انسانها است. افق همان منظری است که نگاه همه ی امیدواران به آن دوخته شده و اولین پیام آور نور و رهایی از بند ظلمت و جهل می باشد.

اما مهر خاوران، خورشید مشرق، یا خورشید در حال برخاستن است. در حالی که مهر هم در آیین های کهن ایرانی و در کیش مهر، و نیز در آیین زردشتی، نشان مقدس زندگی و نور و دانایی است. از طرفی مهر را می توان علاقه ی قلبی و محبت نیز تعبیر کرد.

در خط سوم نیز به تهنیت و بزرگداشت "مهر خاوران"، به عنوان "نور و فروغ دیده و نگاه و چشم حق باوران" که همانا قوم آریایی است می پردازد و مهر را نور چشم یگانه ملیتی می داند که در تمام طول تاریخ، یکتا پرست و تابع و پیرو حق و حقیقت بوده اند، و سر زدن و طلوع مهر پاک، نشانه ای مقدس برای این این ملت حق باور می باشد.

بی شک این بند، با کلام آرکائیک و فخیم و چند لایه ی خود، با بیان موجز و موثر خود درباره ی تاریخ و باورهای این مرز و بوم، قوی ترین بند و بهترین قسمت این متن می باشد.

 

بهمن فر ایمان ماست

 

اما از اینجا به بعد، شاهد کلامی مستقیم و یک لایه هستیم که حتی به مدد کلمه ی پر معنایی مانند "فــرّ" با سابقه ی ذهنی و تصویر حک شده ی آن در ذهن ما ایرانی ها، باز نتوانسته از عهده ی وظیفه ی خود برآید و با اینکه این بند، در اوج این اثر چه از دید متنی و چه از نظر موسیقایی قرار دارد، توجه خواننده و شنونده ی سرود را جلب نمی کند. در حالیکه این تناقض در سه کلمه ی کلیدی "بهمن" به یاد آور پیروزی انقلاب اسلامی و "فر" با سابقه ی خاص خود در استعمال میان حکومت های پادشاهی از زمان فردوسی تا حال و "ایمان" به عنوان حالتی درونی و فردی و بیرون از هر دوی این مقولات، ترکیبی نامتوازن ایجاد کرده و اگر منظور خالق این بند، کنایه و طعنه زدن بوده باشد، در آن نیز ناموفق و ناکام بوده است.

 

شهیدان! پیجیده در گوش زمان فریادشان

 

در این بند نیز منظور از مخاطب قرار دادن شهیدان، مروری بر تاریخ انقلاب و بعد از آن یعنی جنگ تحمیلی بوده است که باز هم کلام مستقیم و یک لایه به شدت بی رمق در ایجاد هر گونه حس حماسی یا میهنی نشان می دهد.

 

پاینده مانی و جاودان

جمهوری اسلامی ایران

 

در انتها نیز مانند تمامی سرودهای ملی، آرزوی پایندگی برای میهن و سرزمین عزیز ایران، پایان بخش این سرود است.

 

به هر ترتیب با اندکی دقت، به سادگی می توان دو گانگی زبانی و عدم چند لایه ای بودن در بخش های واپسین به عکس بند ابتدایی را دریافت.

 

سرود ملی کشورهای مختلف به همراه برگردان فارسی آن ها را از اینجا بخوانید.

 

متن اصلی سرود ملی تمامی کشورها (به جز ایران!) را از اینجا دریافت نمایید.

 

در ارائه ی بعدی، به مقایسه ی موسیقایی و جامعه شناختی سرود "سر زد از افق" و سرود "ای ایران" خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید.

 

با تشکر

مصطفی افشار

|+| این مطلبو تو تاریخ دوشنبه 12 آذر1386 نوشتم که شما بخونید  |
 پژوهشی درباره ی سرود ملی ایران I

این دو سوال در میان یک جامعه ی آماری 85 نفره مطرح شد:

1- آیا شما می دانید سرود ملی جمهوری اسلامی ایران (سر زد از افق ...) در چه سالی جایگزین سرود ملی قبلی شد؟

2- آیا شاعر شعر سرود ملی جمهوری اسلامی ایران (سر زد از افق ...) را می شناسید؟

نتایج بسیار جالب و قابل پیش بینی بود ...

 

 

آنچه در سرود ملی کشور استرالیا می شنویم به شرح زیر است:

« استرالیایی‌ها همه خوشحال باشید، چون ما جوان و آزادیم. خاکی از طلا داریم و سخت کوشیم. سرزمینمان بین دریاهاست و هدیه‌های طبیعی داریم و پیشرفت می کنیم و بگذار در هر برگ از تاریخ پیشرفت ما ثبت شود. برای کسانی از آنسوی دریا‌ها زمین‌های بیکران داریم تا با آنها قسمت کنیم، همه با هم متحد شویم برای پیشرفت استرالیای زیبا ... »

اما سرود «Waltzing Matilda» سرودی است که در میان عامه ی مردم مقبولیت بیشتری دارد و این سرود را بیشتر از سرود ملی رسمی خود دوست دارند. برعکس سرود قبلی که شعاری و صرفن القا کننده ی نوعی شور حماسی است و از سرمایه ملی و جوانی می گوید، این سرود داستان دزد ولگردی است که به گله ای گوسفند برخورد می کند و به دلیل گرسنگی، گوسفندی دزدیده و می خورد. سرانجام که صاحب گوسفند‌ها و پلیس برای دستگیری او اقدام می کنند، برای اینکه دستگیر نشود، خود را به درون رودخانه می اندازد...

ملت استرالیا هم به چند دلیل این سرود را خیلی بیشتر از سرود ملی می پسندند. از دلایل آن یکی تمایل این شعر به زندگی و ایده‌های زندگی رعیتی و کشاورزی است و دیگر اینکه روحیه یاغی گری در این سرود موج میزند. در ضمن ریشه‌هایی هم در جریان‌های حرکت‌ها و اعتصاب‌های کارگری دارد. در متن ترانه هم از کلمه‌های به شدت استرالیایی و بومی استفاده شده که سایر انگلیسی زبان‌ها معنای آنها را درک نمی کنند.

جالب این جاست که بارها هم در برنامه‌ها و مسابقه‌های ورزشی این سرود به جای سرود ملی پخش شده است ...

(متن دقیق بالا را حتمن کامل تر و عامیانه تر، از قلم کسی که خود در استرالیا زندگی می کند، در وبلاگ Who Are You? بخوانید.)

 

خواندن مطلب بالا برای شما یادآور چه بود؟

 

 

از این اطلاعات آماری که بگذریم، آیا شما تا به حال معنای شعر سرود ملی جمهوری اسلامی ایران (سر زد از افق ...) فکر کرده اید؟ آیا می توانید معنای آن را به زبانی دیگر و یا به زبانی عامیانه و ساده برای کودکان برگردان کنید؟

 

 

اولین سرود ملی ایران به دوره قاجار بر می گردد. این سرود توسط موسیو لومر فرانسوی (موسیقی دان نظامی اعزامی به ایران در دوره قاجار) ساخته شده است.  سرود ملی سرزمینمان برای پیانو نوشته شده و یک بار به هنگام ورود مظفرالدین شاه قاجار و در حضور وی در پاریس اجرا گردید و اجرای آن توسط ارکستر ملل ایران، اولین اجرای رسمی و ارکسترال آن است كه به پیشنهاد رهبر ارکستر، در دوره حاضر ترانه‌ای برای آن توسط بیژن ترقی سروده شد و به همراه خواننده اجرا گردید.

سرود را از اینجا بگیرید

 شعرسرود: نام جاوید وطن / صبح امید وطن / جلوه کن در آسمان / همچو مهر جاودان / وطن ای هستی من / شور و سرمستی من / جلوه کن در آسمان / همچو مهر جاودان / بشنو سوز سخنم / که هم آواز تو منم / همه جان و تنم / وطنم وطنم وطنم وطنم / بشنو سوز سخنم / که نواگر این چمنم / همه جان و تنم / وطنم وطنم وطنم وطنم / همه با یک نام و نشان / به تفاوت هر رنگ و زبان / همه با یک نام و نشان / به تفاوت هر رنگ و زبان / همه شاد و خوش و نغمه زنان / ز صلابت ایران جوان / ز صلابت ایران جوان / ز صلابت ایران جوان

(برگرفته از سایت پرواز)

 

اما مهمترین سرودهای ملی ایران پس از این سرود، یکی "سرود شاهنشاهی" در زمان سلطنت خاندان پهلوی، و دو سرود "شد جمهوری اسلامش به پا ... " و سرود "سر زد از افق ..."، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می باشند. در این میان، سرود "ای ایران" همواره و در مقاطعی نیز سرود "یار دبستانی من" نقش مهمی را در همبستگی های ملی ایفا کرده اند.

 

 

اما در زمینه ی ساخت "سرود شاهنشاهی" باید گفت که دربار مداخله كرد و به ارتش دستور داده شد تا در این زمینه اقدام كند. انجام این امر، به عهده غلامرضا خان مین باشیان یا "سالار معزز"، رئیس موزیك نظام گذاشته شد. رضا نیازمند در فصلنامه "ره‌آورد" چاپ آمریكا در شماره ۳۴ ماجرای ساخته شدن سرود ملی ایران را چنین شرح داده است:«تشكیل انجمن‌های ادبی از اوایل مشروطیت متداول شد. در آن زمان وثوق‌الدوله كه علاقه زیادی به شعر و ادب فارسی داشت، جلساتی برای موضوعات ادبی تشكیل داده بود این انجمن‌ها در اوایل سلطنت رضا‌شاه رونق گرفت و حدود ۱۷ انجمن ادبی در تهران تشكیل شد، مانند انجمن ادبی حكیم نظامی كه روزهای چهارشنبه در منزل وحید دستگردی در خیابان عین‌الدوله (ایران) تشكیل می‌شد. انجمن یا محفل ادبی فرهنگ در منزل آقای فرهنگ، انجمن دانشوران روزهای شنبه در منزل آقای عادل خلعتبری، انجمن آذرآبادگان به ریاست آقای دیهیم نماینده تبریز، انجمن كاوه روزهای شنبه در منیریه، منزل شاهزاده سیف‌الله میرزا و انجمن ادبی شیخ‌الرئیس كه شب‌های جمعه برگزار می‌شد، «شیخ‌الرئیس كه نام اصلی او شاهزاده محمد‌هاشم بود، قبلاً در خراسان معلم عبدالحسین تمیورتاش بود بعداً به سمت نماینده مجلس انتخاب شد و به تهران آمد و این انجمن را تشكیل داد.»ملك‌الشعرای بهار، تیمورتاش، رشید یاسمی، عباس اقبال آشتیانی، سعید نفیسی هم هر هفته متفقاً انجمنی داشتند به نام انجمن دانشكده كه مطالب مورد بحث، نخست ادبی بود و به تدریج سیاسی شد.مهمترین انجمن آن روزها، انجمن ادبی بود كه وحید دستگردی، شاهزاده افسر، ادیب‌السلطنه سمیعی، حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی، سرمد، شهریار، پارسا تویسركانی، پروین اعتصامی و پژمان بختیاری آن را تشكیل داده بودند.در این موقع رضا شاه تصمیم گرفت به مسافرت تركیه برود. به او اطلاع دادند كه در آن جا برای او سرود ملی خواهند نواخت. چون ایران سرود ملی نداشت. رضا شاه دستور داد به انجمن ادبی ایران تكلیف كنند، سرود ملی تهیه شود. موضوع در انجمن مطرح شد ولی اعضاء نمی‌دانستند كه چگونه سرود ملی تهیه نمایند. ابتدا تصمیم گرفتند. سرودهای سایر ممالك را گوش دهند تا معلوم شود سرود ملی چیست و متضمن چه مطالبی است، سپس شعرهایی بسرایند و با آهنگ بیامیزند. قرار شد آقای مین‌باشیان در انجمن حضور یابد و در این مورد راهنمایی كنند. آقای مین‌باشیان (غلامرضا خان سالار معزز) در مدرسه موزیك كه شعبه‌ای از دارالفنون بود تحت نظر «موسیو لومر» فرانسوی تحصیل موسیقی كرده بود و سپس معلم موسیقی و بعد ریاست كل موزیك نظام را بر عهده داشت. او با یاری مزین‌الدوله كتاب هم‌آهنگی و سازشناسی و موسیقی نظامی را ترجمه كرده و تا درجه سرتیپی بالا رفته بود ـ و در موقع نام خانوادگی، او نام مین‌باشیان را برای خود انتخاب كرده بود. او پیانو خوب می‌نواخت، تصنیف‌ها و سرودهای خوبی درست كرد، سرود مدرسه آمریكایی‌های تهران را او تصنیف كرده و مارش‌های نظامی و سرودهای نظامی زیادی از او باقی است. یكی از بهترین سرودهای او این است:خیزـ همتی گمار اكنونعالمی نما پرخون ـ بیدریغترك جان كن ـ تا به كی درنگسربه تن نزیبد باشدـ ار به ننگدر جلسه انجمن قرار شد شاهزاده افسر و مین‌باشیان با هم سرود بسازند، بدین ترتیب كه شعر آن را شاهزاده افسر تهیه كند و آهنگ آن را مین‌باشیان. به زودی سرود شاهنشاهی آماده شد و به دربار تقدیم گردید كه به نظر رضاشاه برسد. شاه پس از شنیدن شعر و آهنگ دو جای آن را اصلاح كرد. یكی اینكه گفته شده بود: از اجنبی جان می‌ستانیم ـ كه رضا شاه گفت : از دشمنان جان می‌ستانیم. دیگر كلمه شهنشه بود كه گفته شده بود: شهنشه زنده بادا ـ‌ كه رضا شاه تغییر به شاهنشه ما زنده بادا ... بدین طریق سرود ملی ایران تهیه گردید.

(برگرفته از سایت آفتاب)

 

شعر "سرود شاهنشاهی":

 

شاهنشه ما زنده بادا

باید کشور به فرش جاودان

کزپهلوی شد ملک ایران

صد ره بهتر ز ملک باستان!!!

از دشمنان بودی پریشان

در سایه اش آسوده ایران

ایران پیوسته شادان

همواره یزدان

بود او را نگهبان

 

شما می توانید نت موسیقی سرود شاهنشاهی را اینجا ببینید.

 

 

شما می توانید سرود شاهنشاهی را از اینجا دانلود کنید.

 

 

 

 

اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی اولین سرودی که به صورت رسمی به عنوان "سرود ملی جمهوری اسلامی" از رسانه های جمعی پخش و معرفی شد، سرود ملی "شد جمهوری اسلامی به پا ..." بود. شعر این سرود را که تا سال 71 به عنوان سرود ملی جمهوری اسلامی ایران شناخته می شد، می توانید در زیر بخوانید:

 

شد جمهوری اسلامی به پا

که هم دین دهد هم دنیا به ما

یاریگر ما دست خداست

ما را در این نبرد او رهنماست

از انقلاب ایران دگر

کاخ ستم گشته زیر و زبر

تصویر آینده ی ما، نقش مراد ماست

شور سلحشوری ما، ایمان و اتحاد ماست

شام سیاه سختی گذشت

خورشید بخت ما تابنده گشت

در صحنه ی قرآن جاودان

پاینده باد نام ایران

 

شعر این سرود، سروده ی مرحوم ابوالقاسم حالت، شاعر نام آشنای عرصه ی طنز و سیاست می باشد.

 تاجایی که در خاطر من حک شده، اجرای این سرود، زمانی بالاتر از 7 دقیقه را می طلبید و از نظر لحن بسیار حماسی تر و از نظر ضرباهنگ نیز بسیار تندتر از سرود فعلی جمهوری اسلامی ایران بود. چون هیچ موردی برای دانلود این سرود در اینترنت پیدا نشد، اطلاعات دقیقتر و کامل تر از این سرود را به آینده موکول می کنیم.

 

 

|+| این مطلبو تو تاریخ پنجشنبه 8 آذر1386 نوشتم که شما بخونید  |
 
 
بالا