در این پست بیشتر به بحث تحلیلی پیرامون سرود آخر جمهوری اسلامی ایران، یعنی سرود "سر زد از افق ... " می پردازیم.
آنچه که مسلم است، سرود اخیر جمهوری اسلامی ارتباط درونی و مناسبی با اقشار جامعه و توده های مختلف برقرار نکرده است. یک جستار ساده پیرامون "سرود ملی جمهوری اسلامی ایران" در اینترنت، نشان می دهد که حتی مسئولین دولتی و وزارت کشور هم به عنوان متولی این امر، کار کارشناسی و دقیقی را همت نکرده اند.
برای تایید صحت این گفته ها، همین حالا و قبل از خواندن ادامه ی متن، یک جست و جو مانند "سرود ملی" در یکی از سایتهای جستجوگر انجام دهید تا متوجه شوید که تعداد مطالب ارائه شده در این زمینه به زبان فارسی، حتی کمتر از مطالب ارائه شده پیرامون "سرود ملی جدید کشور افغانستان" است!!!.
در مطلب قبلی به عنوان مقدمه و در این ارائه و ارائه ی بعدی، سعی بر آن داریم تا در حد بضاعت یک پژوهشگر مستقل و فردی، اولین گامهای پژوهشی در این زمینه را برداریم و کوشش مو شکافانه تر را به اهل فن و متولیان این امر می سپاریم.
در یک مرحله از پژوهش، این دو سوال در میان سه دسته از افراد (اعضای در دسترس چت روم سایت yahoo.com و اعضای در دسترس سایت ایرانی cloob.com و دانشجویان دانشگاه ولیعصر (ع) کیانشهر توسط همکارم خوبم خانم حجازی فر) مطرح شد:
1- آیا شما می دانید سرود ملی جمهوری اسلامی ایران (سر زد از افق ...) در چه سالی جایگزین سرود ملی قبلی شد؟
2- آیا شاعر شعر سرود ملی جمهوری اسلامی ایران (سر زد از افق ...) را می شناسید؟
افراد حاضر به همکاری در این پرسش و پاسخ را به صورت زیر می توان دسته بندی کرد:
مجموع تعداد افراد شرکت کننده: 85 نفر
تقسیم بندی از نظر جنسیت:
58 نفر خانم (68% از کل)
27 نفر آقا (32% از کل)
تقسیم بندی از نظر محل سکونت:
60 نفر از تهران (71% از کل)
25 نفر از شهرستان (29 % از کل)
تقسیم بندی از نظر سن:
29 نفر بین 15 تا 19 سال (34% از کل)
28 نفر بین 20 تا 24 سال (33% از کل)
10 نفر بین 25 تا 29 سال (12% از کل)
15 نفر بین 30 تا 34 سال (18% از کل)
3 نفر بین 35 تا 39 سال (3% از کل)
اما از میان پاسخ هایی که به سوال اول داده شد، هیچ پاسخ صحیحی (مطلقن 0%!!!) وجود نداشت و تنها 7 نفر (12% از کل) می توانستند حدود آنرا در دهه ی 70 حدس بزنند!!!
اما برای سوال دوم هیچ پاسخ صحیحی (مطلقن 0%!!!) و حتی هیچ پاسخ حدسی و گمانی نیز پیدا نشد!!!
این کار تا زمانی ادامه پیدا کرد که برای اینجانب مسجل شد، برای سوال اول در سه دسته ی سنی اول جوابی وجود نخواهد داشت و برای دو دسته ی سنی آخر هم، تنها حافظه ی افراد محدوده ی آن را به یاد خواهد آورد؛ آن هم نه به عنوان یک مساله ی مهم تاریخی _ میهنی، بلکه چیزی در محدوده ی سال تاسیس یکی از کارخانه های داخلی ...
بحث و تفکر در مورد "سرود ملی" هر کشور، به عنوان نماد موسیقایی ملی _ میهنی هر کشور و قومیت، خود به پژوهشی چند لایه تر و فنی تر در این مقوله نیاز دارد. اما توجه به این نکته بد نیست که در میان نمادهای سه گانه ی ملی هر کشور، یعنی پرچم و نماد خاص و سرود ملی، سرود ملی در میان ایرانی ها از اعتبار و اهمیت کمتری برخوردار است. با اندکی تامل، بین کشورهای ایران و فرانسه و امریکا، بحث را ادامه می دهیم. همه ی ما یا شاید هر کودک ایرانی، به برکت بازی های جام جهانی و برنامه های بی برنامه ی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، با پرچم کشورهای مختلف از جمله فرانسه و امریکا کاملن آشنایی دارند. از آن سو همگی با نمادهای خاص این دو کشور آشنایی داریم؛ برج ایفل در فرهنگی ترین پایتخت دنیا و مجسمه ی آزادی که در میان این نمادها، نمادی است که بیشترین موضوع کاریکاتور از آن گرفته شده است. اما کدامیک از یک از ما، اطلاعات حتی بسیار ناچیزی از سرود ملی این دو کشور داریم؟
نام سرود ملی کشور فرانسه سرود مارسییز (La Marseillaise) است. این نام از نام شهر مارسی در فرانسه گرفته شده است. نام این سرود را در فارسی «مارسیز» و «مارسه یز» نیز نوشتهاند. روژه دو لیل (Rouget de Lisle) افسر ارتش فرانسه و یکی از انقلابیون آن کشور در سدهٔ ۱۹ سرود تاریخی و مهیج مارسییز را سروده که پس از آن سرود رسمی انقلاب فرانسه و سپس سرود ملی کشور فرانسه شد.
این سرود، سرودی بسیار خشن با تصویرهای سیاه و عجیب است که تنها جوابگوی احساسات انقلابی است و در حال حاضر، پس از اعلام نظریه ی برخورد تمدنهای هانتینگتون، بازمعنایی مجدد یافته است.
در اولین بند این سرود، شاهد چنین صحنه هایی هستیم:
فرزندان میهن بپاخیزید،
روز شکوه و سرفرازی رسیده است.
ستم، چشم در چشم ما،
بیرق خونیناش را افراشته.
به آوایی که از دشتها میآید گوش سپار،
نعرهٔ این سربازان هراس آور را میشنوی؟
میآیند که به میان شما بتازند،
تا گلوی پسران، همسرانتان و دوستانتان را بِبُرند.
متن فرانسوی و ترجمه ی فارسی آن را از اینجا بخوانید.
اما آمریکایی ها سالیان سال است که ترانه "پرچم پر ستاره" را به عنوان سرود ملی خود زمزمه می کنند.
شعر سرود ملی آمريکا توسط وکيلی به نام فرانسيس اسکات کی در هنگام محاصره شهر بالتيمور در جنگ ۱۸۱۲ با بريتانيا سروده شد.
گفته می شود فرانسيس اسکات کی که اسير جنگندگان نيروی دريايی بريتانيا بود، هنگامی که در سحرگاه ۱۴سپتامبر ۱۸۱۴ پرچم آمريکا را همچنان برفراز پايگاه محاصره شده فورت مک هنری ديد، از فرط خوشحالی شعر تاريخی "پرچم پرستاره" را سرود.
این ترانه 75 سال پیش با تصویب کنگره آمریکا به عنوان سرود ملی این کشور شناخته شد.
"پرچم پرستاره" پیش از این که به سرود ملی آمریکا تبدیل شود، سرود نیروی دریایی آمریکا بود.
در میان نماد گرافیکی پرچم و نماد سازه ای _ تاریخی خاص یک کشور و نماد موسیقایی هر ملت یعنی "سرود ملی"، مورد اخیر گزینه ای است که به دلایلی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از مهمترین دلایل این قضیه، یکی کم اهمیت بودن جایگاه خود موسیقی در ایران است. صد البته عدم ارتباط ما با نوع خاص موسیقی تصویری مغرب زمین (دربرابر موسیقی روایی خودمان) نیز مزید بر علت شده است. به این دلایل می توان عدم تقابل مناسب سیاسی میان کشور ما و دیگر کشورها و دولتی بودن صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را اضافه کرد. ریزبینی های موسیقایی در این باره را به ارائه ی بعدی در همین زمینه موکول می کنیم.
اما چه کسی واقعن نام شاعر سرود ملی جمهوری اسلامی ایران را می داند؟
واقعن این شعر توسط یک فرد و یا به صورت سفارشی به صورت گروهی خلق شده است؟
علاوه بر ناکامی جست و جو در این زمینه، خود متن شعر حقیقت درونی آنرا بیان می کند و دوپارگی آن در کلام و معنا و پلی فونی تیز و ناشیانه ی آن، نشان از یکدست نبودن اثر و عدم تفکر و بیان واحد در پس آن دارد.
در بند ابتدایی این شعر می خوانیم:
سر زد از افق
مهر خاوران
فروغ دیده ی حق باوران
افق در حقیقت مرز بین زمین و آسمان در دوردست ترین نقاط مغلوب حس بینایی انسانها است. افق همان منظری است که نگاه همه ی امیدواران به آن دوخته شده و اولین پیام آور نور و رهایی از بند ظلمت و جهل می باشد.
اما مهر خاوران، خورشید مشرق، یا خورشید در حال برخاستن است. در حالی که مهر هم در آیین های کهن ایرانی و در کیش مهر، و نیز در آیین زردشتی، نشان مقدس زندگی و نور و دانایی است. از طرفی مهر را می توان علاقه ی قلبی و محبت نیز تعبیر کرد.
در خط سوم نیز به تهنیت و بزرگداشت "مهر خاوران"، به عنوان "نور و فروغ دیده و نگاه و چشم حق باوران" که همانا قوم آریایی است می پردازد و مهر را نور چشم یگانه ملیتی می داند که در تمام طول تاریخ، یکتا پرست و تابع و پیرو حق و حقیقت بوده اند، و سر زدن و طلوع مهر پاک، نشانه ای مقدس برای این این ملت حق باور می باشد.
بی شک این بند، با کلام آرکائیک و فخیم و چند لایه ی خود، با بیان موجز و موثر خود درباره ی تاریخ و باورهای این مرز و بوم، قوی ترین بند و بهترین قسمت این متن می باشد.
بهمن فر ایمان ماست
اما از اینجا به بعد، شاهد کلامی مستقیم و یک لایه هستیم که حتی به مدد کلمه ی پر معنایی مانند "فــرّ" با سابقه ی ذهنی و تصویر حک شده ی آن در ذهن ما ایرانی ها، باز نتوانسته از عهده ی وظیفه ی خود برآید و با اینکه این بند، در اوج این اثر چه از دید متنی و چه از نظر موسیقایی قرار دارد، توجه خواننده و شنونده ی سرود را جلب نمی کند. در حالیکه این تناقض در سه کلمه ی کلیدی "بهمن" به یاد آور پیروزی انقلاب اسلامی و "فر" با سابقه ی خاص خود در استعمال میان حکومت های پادشاهی از زمان فردوسی تا حال و "ایمان" به عنوان حالتی درونی و فردی و بیرون از هر دوی این مقولات، ترکیبی نامتوازن ایجاد کرده و اگر منظور خالق این بند، کنایه و طعنه زدن بوده باشد، در آن نیز ناموفق و ناکام بوده است.
شهیدان! پیجیده در گوش زمان فریادشان
در این بند نیز منظور از مخاطب قرار دادن شهیدان، مروری بر تاریخ انقلاب و بعد از آن یعنی جنگ تحمیلی بوده است که باز هم کلام مستقیم و یک لایه به شدت بی رمق در ایجاد هر گونه حس حماسی یا میهنی نشان می دهد.
پاینده مانی و جاودان
جمهوری اسلامی ایران
در انتها نیز مانند تمامی سرودهای ملی، آرزوی پایندگی برای میهن و سرزمین عزیز ایران، پایان بخش این سرود است.
به هر ترتیب با اندکی دقت، به سادگی می توان دو گانگی زبانی و عدم چند لایه ای بودن در بخش های واپسین به عکس بند ابتدایی را دریافت.
سرود ملی کشورهای مختلف به همراه برگردان فارسی آن ها را از اینجا بخوانید.
متن اصلی سرود ملی تمامی کشورها (به جز ایران!) را از اینجا دریافت نمایید.
در ارائه ی بعدی، به مقایسه ی موسیقایی و جامعه شناختی سرود "سر زد از افق" و سرود "ای ایران" خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید.
با تشکر
مصطفی افشار